مهمترین قسمت و اساسی ترین بخش شناخت یک نقش یا کاراکتر ویژگی ها و خصوصیات روحی و اخلاقی کاراکتر است. برای مثال آیا این کاراکتر ترسو یا شجاع است ، مستقل یا وابسته است ، حسود یا ... . این ویژگی ها و خصوصیات روحی و اخلاقی در هر رفتاری که از خود نشان می دهیم خود را بروز می دهند. برای مثال انسان های شجاع ، در هنگام حرف زدن هیچ ترس و واهمه ای ندارند ، به خوبی و با قدرت حرف می زنند و همیشه به شخصیتی که طرف گفت و گوی آنهاست ، مستقیم نگاه می کنند ، چشمانشان برق خاصی دارد ، در انجام کارها پیش قدم هستند ، حرکاتشان فرز است و ... ، در حالی که انسان های ترسو و محافظه کار به دلیل آنکه از اشتباه کردن می ترسند ، با تعلل حرف می زنند ، نگاهشان را پایین می اندازند ، بعد از آنکه مطمئن شدند کاری به نفع آنهاست انجام آن را می پذیرند ، حرکاتشان معمولا کند است و .... توجه به این خصوصیات و ویژگی های اخلاقی کاراکتری که قرار است نقشش توسط بازیگر ، بازی شود ، بسیار مهم است و مهم تر از آن ، این است که ، چگونه این خصوصیات از طریق بازی بازیگر منتقل شود. در هر لحظه از نمایش باید خصوصیت رفتاری کاراکتر در تمام اعمال او وجود داشته باشد . مثلاً اگر کاراکتر فردی عامی و بی سواد را ایفا می کنید باید در تمام دیالوگها و رفتار شخص حاکم باشد .
در مرحله بعد این بازیگر است که با تمام ابزارها و تجربیات خود کاراکتر را به تماشاچی نشان می دهد و درک خود را از نقش به دیگران منتقل می کند که مسلماً هر بازیگر توانایی اش با بازیگر دیگر یکسان و شبیه نیست و اینجاست می فهمیم یک بازیگر خوب کیست و چقدر کار کرده و چه شبها و روزهایی تلاش کرده و کتاب خوانده ، به رفتار مردم توجه کرده ،چقدر جامعه شناس است یا مردم شناس؟ توانایی بدنی و بیان و ممیک صورت و قوه ادراک او به چه میزان است آیا تجربی کار کرده یا در کنار تجربه کتابی هم خوانده ؟
عومل مؤثر دیگر :
البته در کنار عوامل بالا ، عوامل دیگری در بازی بازیگر موثر است از جمله ژانرنمایشنامه یا سبکی که کارگردان برای کار خود انتخاب می کند . در یک کار فانتزی ، از بازیگر خواسته نمی شود که بازی رئالیستی از خود ارائه دهد ، بلکه برعکس او باید بازی سبک پردازی شده ای از خود به نمایش بگذارد که در آن حرکت ها و ژست ها حالت معمولی ندارند و حرکت اعضای چهره به صورتی غلو شده به نظر می آیند.
به عنوان مثالی دیگر ، در کارهای تاریخی ، بازیگر باید به نوع رفتار ، نوع گویش و حالات اجتماعی خاص مردمان آن دوره تاریخی اشراف داشته باشد و از طرف دیگر با توجه به آنکه در زمان های گذشته ، اختلاف طبقاتی انسان ها بیشتر مطرح بود ، به ویژگی های خاص طبقه ای که کاراکتر به آن تعلق دارد نیز ، باید توجه داشته باشد و بسیاری عوامل دیگر ...
ارتباط کاراکتر با اشیاء می تواند عمیق ترین عواطف روحی بازیگر را در خودش منعکس کند.
وقتی یک کاراکتر شیئی را لمس می کند ، آن شیء به نوعی جزئی از وجود کاراکتر می شود و خصلتی بشری پیدا می کند. برای مثال صحنه های زیادی را در تئاتر یا فیلم به خاطر داریم که کاراکتر ، برای نشان دادن خشمش آنچه را که در دست داشته ، به شدت فشرده. در این حالت فشرده شدن دست کاراکتر ، به خوبی خشم او را که بر روی آن شی ء خالی می کند ، به نمایش می گذارد.
به این ترتیب بازیگر می تواند به شیوه ای خلاقانه ، از طریق ایجاد ارتباط با اشیاء ، تاثیر روانی بسیاری ایجاد کند.

